!اشکهای بی احترام
ترانه
اول سلام سلام به همه ی دوستان خوبم که این روزا بیشتر از همیشه به من لطف دارن
دوم باید از همه ی عزیزان به خاطر اینکه این قد دیر به دیر وبلاگم و به روز میکنم عذر خواهی کنم.این روزا سرم خیلی شلوغه (البته از نوع خوبش).
چند هفته ی اخیر از لحاظ کاری روزای خوبی برای من بود.ویدئو کلیپ یکی از ترانه هام به اسم "میخوام اعتراف کنم" با آهنگسازی دوست خوبم سعید پورعلی و با صدای کسری و کارگردانی سعید مدرس روی آنتن رفت
(شبکه های VOA،PMC،GEM،...).از طرف دیگه منتظر کنسرت دوست خوبم پرویز نیکخواه هستم که انشا ا... آذر ماه در زنجان برگزار میشه که همه ی
ترانه هاش و من نوشتم.چند ترانه هم برای آلبوم دوستان هنرمندم کار کردم که امیدوارم مراحل ملودی سازی و تنظیم کارا و مهمتر از اون هفت خوان گرفتن مجوزشون هر چه سریعتر تموم بشه و کارا به بازار بیان.درس و دانشگاه هم که مزید علت گرفتاریهای من شده. اینم ترانه ی جدید
خوش به حال تو... خوش به حال تو که خوابی،غم آب و نون نداری
خـبـر از نـرخ فـروش خـون نـداری خوش به حا ل تو که خوابی بی خیال غم فردا واسه تو معنی نداره دستای خالیه بابا خوش به حال تو که خوابی وحـشـت کابوس نداری تو شبات پر از ستاره است مثل من فـانوس نداری تـیـتر روزنـامـه ی صبحه:غرور بابا شـکـستـه دختری تو سوز و سرما سر یه چارراه نشسته تیتر روزنامه ی صبحه:گریه ی یه مرد و دیدن یه نفر تو سرما یخ زد؛مردم از خواب نپریدن خوش به حال تو که خوابی وحـشـت کابوس نداری تو شبات پر از ستاره است مثل من فـانوس نداری
روز اول پاییز سالروز تولد حسین منزوی بهترین غزل سرای معاصر سرزمین مادری ماست به همین مناسبت غزلی از استاد را در این پست قرار دادم در خود خروشها دارم،چون چاه،اگر چه خاموشم می جوشم از درون هر چند با هیچکس نمی جوشم گیرم به طعنه ام خوانند:"ساز شکسته!"می دانند، هر چند خامشم اما،آتشفشان خامشم فردا به خون خورشیدم،عشق از غبار خواهم شست امروز اگر چه زخمش را،هم با غبار می پوشم در پیشگاه فرمانش،دستی نهاده ام بر چشم تا عشق حلقه ای کرده است،با شکل رنج در گوشم این داستان که از خون گل بیرون دمد،خوش است،اما خوشتر که سر برون آرد،گلاز خون سیاووشم بگذار تا کند تقویم از یاد خودفراموشم مرگ از شکوه استغنابا من چگونه بر تابد؟ با من که شوکرانم را با دست خویش می نوشم پسر عمو تولدت مبارک واقعا معذرت می خوام اگه پست این مطلب این قد به تاخیر افتاد.خیلی پیش تر از اینها باید رسیدن بهارو به همتون تبریک میگفتم اما باور کنید کوتاهی از من نبوده روزای آخر سال راهی یک سفر شدم که تا امروز که ششم فروردینه به طول کشید.بازم معذرت می خوام .انشا اله همین روزا با یه ترانه ی جدید دل مهربون همه تون و به دست میارم تا من و ببخشید.امیدوارم روزای خوب و خوشی داشته باشید با آرزوهای بزرگ که بهش برسید.یا علی دو ماهی هست که این وبلاگو به توصیه ی دوستان دلسوزم راه انداختم اینجا لازم دونستم از همه ی عزیزانی که به من لطف بی اندازه داشتن از صمیم قلب تشکر بکنم. و واجب میدونم یه تشکر خیلی ویژه داشته باشم از تمام اون عزیزانی که فقط به گفتن تعارفات معمول اکتفا نکردن و بر سر من منت گذاشته به نقد ترانه ها پرداختن.که در حقیقت هدف از راه اندازی این وبلاگ جز این نبوده.برای هنر جوی تازه کاری که دنبال پیشرفته شنیدن اینکه :این کارت خوبه یا اون یکی بد(بدون هیچ دلیلی) دردی رو دوا نمی کنه.ما همه محتاج نقدیم برای رسیدن به موفقیت.من همیشه منتظر شما هستم گوشه ی کنج این تنهایی... دل که میگیره نازنین،از این زمونه سیر میشم
نفرین به تقدیر می کنم،از خدا هم دلگیر میشم
دل که میگیره آسمون،رنگ چشات سیاه میشه
هر غزلم یه ناثواب ، هر نفسم گناه میشه
دل که میگیره خونمون بوی غم و حسرت میده
ماه و شبش به خون دل نگاهمو عادت میده
دل که میگیره گریه هام بی اختیار جاری میشه
دل که میگیره زندگی قصه ی تکراری میشه
سیر میشم از هر چی نفس برای زنده بودنه
وقتی نباشه "عاشقی"،قلب از رو عادت میزنه
اینه همون کوه غمی که قامت و خم می کنه
چی غیر عشق و عاشقی آدم و آدم می کنه؟
چرا تو روزگار ما لیلی و مجنون نمی یاد؟
این خواسته ی کدوم دلِ،که عاطفه رفته به باد؟
| Design By : Night Skin |


